|
|
|
|
تو كه ميخاستئ برئ چرا اومدئ
تو كه قصد نداشتئ دوباره شروع كنئ چرا اومدئ بئ انصاف حداقل فبل رفتنت خداحافظئ ميكردئ يعنئ اينقد واست بئ ارزش بودم كه لايقت نبودم
+
تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:3 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
سلام عزيزم سلام نفس روزهائ دلتنگيم سلام قنارئ صبح هائ روزهايئ كه تا اخرائ شب بيدار بوديم و با هم حرف ميزديم يادته اون روزي كه گريه ميكردئ با زنداداشت حرف زدم اروم كرد جفتمونو تا باز هم باهم باشيم منم دلم خيلي تنگ شده نميدونئ از روزئ كه دوباره پيامتو خوندم چه شوري در دلم به پا كردي مريمكم مريم پاييزئ من مريم هميشه مريمم نميدونم چرا هروقت ميگم مريم اروم ميشم خيلي بيشتر از هميشه برا همين دوست دارم همش بگم مريم مريم مريم مريم خودم كه سر كار ميرم تو شركت دانشگامو ول كردم كلي حرف دارم كه نميتونم اينجا بگم نفسم شمارتو ندارم اما شمارمو واست گذاشتم بزنگ خيلي دوست دارم صدائ نازو دلنشينتو فقط فقط واسه يبار ديگه بشنوم راستئ گلم هنوز ازدواج نكردئ؟ ۰۹۱۵۲۰۹۶۷۷۳
+
تاريخ جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ساعت 13:19 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
|
|