|
|
|
|
هر شب زخودت بپرس اگر تو مردی
کامروز چه خدمتی به مردم کردی
+
تاريخ سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 19:19 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
برایت دسته گل اوردم امروز
به این بیچاره زیبایی بیاموز
+
تاريخ سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 19:18 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
انقدر ازار دادی تا که دل بیمار شد
دل که شد بیمار ترکش کردی اینهم کار شد
+
تاريخ سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 19:14 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
گوش من چون حلقه امشب بر در است
باز دل در انتظار دلبر است
+
تاريخ سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 19:13 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
ز عمر گر طلبی بهره عشق ورز ای دوست که زندگانی بی عشق زندگانی نیست
+
تاريخ سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 18:57 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
اسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
+
تاريخ سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 18:34 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
|
|