|
|
|
|
+
تاريخ پنجشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۵ساعت 23:34 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
سلام سلامی دوباره در زمستان با هوای سردش به گرمی دل های شما .هوای این روز های زندگیم خوش ولی سرد است
+
تاريخ شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ساعت 12:38 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
سلام سلامی دوباره در زمستان با هوای سردش به گرمی دل های شما .هوای این روز های زندگیم خوش ولی سرد است
+
تاريخ شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ساعت 12:38 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
بنام انكه هست هميشه و همه جا زمستان باز شروع شد
زمستانئ كه با شروع خود تنهاييم را كه در پاييز شروع شده بود تنها ترم كرد زمستان سرد است انقدر كه بئ حسئ ام را تمام اطارافيانم حس كردند زمستان بدون برف هم زمستان است اما زيبايئ ندارد منم هم بدون تو ..... چنين
+
تاريخ دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 18:38 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
تو كه ميخاستئ برئ چرا اومدئ
تو كه قصد نداشتئ دوباره شروع كنئ چرا اومدئ بئ انصاف حداقل فبل رفتنت خداحافظئ ميكردئ يعنئ اينقد واست بئ ارزش بودم كه لايقت نبودم
+
تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:3 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
سلام عزيزم سلام نفس روزهائ دلتنگيم سلام قنارئ صبح هائ روزهايئ كه تا اخرائ شب بيدار بوديم و با هم حرف ميزديم يادته اون روزي كه گريه ميكردئ با زنداداشت حرف زدم اروم كرد جفتمونو تا باز هم باهم باشيم منم دلم خيلي تنگ شده نميدونئ از روزئ كه دوباره پيامتو خوندم چه شوري در دلم به پا كردي مريمكم مريم پاييزئ من مريم هميشه مريمم نميدونم چرا هروقت ميگم مريم اروم ميشم خيلي بيشتر از هميشه برا همين دوست دارم همش بگم مريم مريم مريم مريم خودم كه سر كار ميرم تو شركت دانشگامو ول كردم كلي حرف دارم كه نميتونم اينجا بگم نفسم شمارتو ندارم اما شمارمو واست گذاشتم بزنگ خيلي دوست دارم صدائ نازو دلنشينتو فقط فقط واسه يبار ديگه بشنوم راستئ گلم هنوز ازدواج نكردئ؟ ۰۹۱۵۲۰۹۶۷۷۳
+
تاريخ جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ساعت 13:19 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
سلام
سلامئ به بلندائ هفت اسمان خدا سلامئ گرم تر از خورشيد سوزان مرداد ماه مريم پاييزئ من نميدانم تو ميدانئ گه تنهايئ چه دلگير است در گورستان سرد نا اميدئ ها كه پرنده ائ در ان پر نميزد با تو بودن برايم زيباتر از هر چيزئ بود با توبودن رويائ شبانه من است منم هيچ وقت فراموشت نميكنم
۰۹۱۵۲۰۹۶۷۷۳اگه اين بار اومدي حتما زنگ بزن شمارتو ندارم ديگه
دوستت دارم
+
تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:28 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
درد من تنهایی نیست
بلکه مرگ ملتی است که بی عرضگی را صبر گدایی را قناعت و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خدای متعال میدانند اری چنیین چیزی است که در فهم من نمیگنجد کیست که مرا یارای مقاومت در برار چنین مردمی باشد
+
تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:5 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
دیگه به جایی رسیدم که حسی ندارم
از زندگی سیر شدم از تنهایی خسته شدم دیگه هیچ حسی نسبت به کسی ندارم
+
تاريخ شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 9:50 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
به نظر من همه دخترا فقط به يه چيز فكر ميكنن .
همين كه از عشق لذتشو برد ميره سراغ يه عشق ديگه و اين پسره كه به خاطر اون دختر همه كار ميكنه دسته اخرم بايد تنهاي تنها بمونه مثل من ....
+
تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 20:15 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
|
|