باز هم مينويسم تنهايئ

بنام تنهايئ

بنام انكه تنها يئ را افريد تا من بئ كس نباشم

بنام انكه اهئ كشيدم و تنهايئ را برايم فرستاد

نميدانم چرا در اين دنيا كه در نظرم چون

گورستانئ بيش نيست هيچ كس نميتواند

اين زندانئ در غل و زنجير شده را رها سازد

نميدانم چگونه است كه همه در اين گورستان

برائ خويش به دنبال يارئ هستند و انگاه كه او را مييابند

به او دل بسته و شايد تا اخر عمر با او باشند يا چنين نشود

نميدانم ....

حتئ ستاره هائ اسمان هم چنين خصوصيتئ را دارند و....

و ليك نميدانم چرا برائ من چنين حقيقتئ نيست

به همه جا رفته ام به همه جا سر زده ام

اما كسئ را نيافتم كه اين محبوس شده غم تنهايئ

را ازاد سازد.................

خدايم ائ خدايم ائ خدايم

صدايت ميكنم بشنو صدايم

شكنجه گاه اين دنياست جايم

نميدانم چرا اين شد سزايم



تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

+ تاريخ پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 20:26 نويسنده شب گرد قصه عشق |

Ðe$igNER
мюzhgай