بگذار در عشق تو بسوزم

اب سرد بروئ اتش عشق مريز

مرا تنها مگذار و در سيلاب نا اميدئ ها رهايم مكن

به خدا خيلي دوست دارم

مرا پشيمان از اين عاشق شدن مكن

پروفايلمو نگاه كن شايد به دردت بخوره ....

شايد يه چيز جديد ببينئ همچنان منتظرت ميمانم



+ تاريخ سه شنبه هفتم دی ۱۳۸۹ساعت 9:35 نويسنده شب گرد قصه عشق |

Ðe$igNER
мюzhgай