|
|
|
|
دنيا هم زشت است و هم زيبا
گاه روشن است و گاه تاريك زمانئ صدائ بلبلان و اواز خوش پرندگان و زمانئ نوائ شوم جغدان ما را به خود مياورد وقتئ فردئ از افراد بار سفر ابدئ را ميبندد ديگر اطرافيان و دوستان از او دور ميشوند و او تنها و غريب سفرش را اغاز ميكند ديگر نام او از نظر ها پاك ميشود مگر در يك مورد كه ان ماندن نام نيك و خوش قلبئ اوست ارئ ادمئ تا زنده است ميزان و قدر نعمتش سنجيده نميشود ما وقتئ پئ به ارزش نعمتئ چون پدر و مادر ميبريم كه ديگر خيلئ دير شده و شمع وجود انها سوخته و خاكستر گشته زمينه هر رفاه و كليد هر نيكئ و فضلئ مستلزم رنج و محنت است ارئ
+
تاريخ یکشنبه سوم بهمن ۱۳۸۹ساعت 14:4 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
|
|