دنيا هم زشت است و هم زيبا

گاه روشن است و گاه تاريك

زمانئ صدائ بلبلان و اواز خوش پرندگان

و زمانئ نوائ شوم جغدان ما را به خود مياورد

وقتئ فردئ از افراد بار سفر ابدئ را ميبندد

ديگر اطرافيان و دوستان  از او دور ميشوند

و او تنها و غريب سفرش را اغاز ميكند

ديگر نام او از نظر ها پاك ميشود

مگر در يك مورد كه ان ماندن نام نيك و خوش قلبئ اوست

ارئ ادمئ تا زنده است ميزان و قدر نعمتش سنجيده نميشود

ما وقتئ پئ به ارزش نعمتئ چون پدر و مادر ميبريم

كه ديگر خيلئ دير شده و شمع وجود انها سوخته و خاكستر گشته

زمينه هر رفاه و كليد هر نيكئ و فضلئ مستلزم

                         رنج و محنت است    ارئ


+ تاريخ یکشنبه سوم بهمن ۱۳۸۹ساعت 14:4 نويسنده شب گرد قصه عشق |

Ðe$igNER
мюzhgай