|
|
|
|
درون سينه تنگم كه لبريز از تمناهاست
گل عشق تو ميرويد به پهنائ سياه اسمان ديده ام اكنون كبوترهائ رنگين خيال تو به پروازند لبان من گل نام تو را هر لحظه ميبوسند و چشمانم به دنبال تو ميگردد و تو ائ بيخبر از رنگ تند عشق پر شورم چرا باور نميدارئ عشق پر شكوهم را؟ چرا باور نميدارئ ......؟
+
تاريخ جمعه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۹ساعت 0:1 نويسنده شب گرد قصه عشق
|
|
|